الآنی

منو از تنم بگیری... تو نوشته هام می مونم

سال نو شده و باید از نو شروع کرد...

چهارده روز از شروع سال جدید گذشته و من هنوز متنی واسه ی سال جدید ننوشتم... راستش برای دفتر خاطرات خودم یه چیزایی نوشتم که واقعاً قابلیت انتشار نداره!

راستش این روزها درگیر نوشتن یه جمع بندی از زندگی خودمم که جاتون خالی بدجوری ذهنم رو درگیر کرده! ولی تجربه ی خوبیه که حسابی با خودم بی رو بایستی و بدون هیچ پرده پوشی رک و راست حرف بزنم... البته گاهی فکر می کنم شاید حتی بعداَ روم نشه واسه خودم، توی دلم بخونمش!

به هر حال باید توی سال جدید این جا رو از حالت اغماء در می آوردم...

سال جدید رو تبریک می گم و امیدوارم بهتر از تصورتون امسال براتون رقم بخوره...

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱٥ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ توسط elani نظرات () |