الآنی

منو از تنم بگیری... تو نوشته هام می مونم

کار جدید و بسیاااار سنگین تر از قبل، دیگر مجالی برای فکر کردن نمیدهد...
حتی مسیر رفت و برگشت مثل سابق روشن و واضح برای تفکر و گاهی قلم به دست گرفتن یا تایپ کردن، نیست.
روزگار بسیار متفاوت از گذشته، در گذر است.
سال با سختی زیادی "نو" شد و من تا آخرین لحظات، باورش نداشتم.
روی سخنم این روزها با کسی ست که هست و ... نیست...
تنهایی ام معنای متفاوتی گرفته است...
اینقدر مسیر سختی پیش رویم میبینم که تنها از خدای مهربان ، تقاضای صبر و تحمل افزون از گذشته دارم...
برای همه سال خوبی ، پر از امید ، آرزو میکنم.
شاد باشید....
نوشته شده در ۱۳٩٤/۱/۱۳ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ توسط elani نظرات () |