الآنی

منو از تنم بگیری... تو نوشته هام می مونم

اولین روزِ دومین ماهِ فصل پاییز... فصل عاشقی...

تو پا به این دنیا گذاشتی...

آمدی تا مثل هر کودکی که متولد می شود ، پیغام خدا را برسانی...

که هنوز خدا به ما انسان ها امید دارد...

آری... خدا هنوز امید دارد که ما انسان ها خوب می شویم...

به خوبی روح زیبایی که درون ما دمیده...

به زیبایی خنده ی تویی  که هنوز دچار دروغ و تزویر این دنیا نشدی...

به پاکی وجود تو...

خدا را شکر بخاطر تولدت...

بخاطر فرصت زندگی به همه ی ما...

نوشته شده در ۱۳٩۳/۸/٥ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ توسط elani نظرات () |