الآنی

منو از تنم بگیری... تو نوشته هام می مونم

امروز جمعه
بیست و هفتم مرداد ماه یکهزاروسیصد و نود و یک
الآنی قصه ی ما ، بیست و شش سال پیش در چنین روزی متولد شد.
اون روز شاید کسی نمی دونست الآنی بعد از بیست و شش سال چه شکلی خواهد شد، چه جور انسانی خواهد شد...
ولی امروز خیلی از نا دانسته های اون روزها معلوم و روشن شده
الآنی توی روزهای رنگین کودکی، توی ساعات پرتلاطم نوجوانی و لحظه های پراز بالا و پایین جوانی رشد کرد و شکل گرفت
تا تبدیل شد به این انسانی که امروز هست
شاید اگر بخواهم نقدش کنم، ساعت ها زمان لازم باشد اما برایند وجودش، انسانی است، عاشق زندگی
تولدم مبارک!

لبخند

 
نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٢٧ساعت ٥:٢٩ ‎ق.ظ توسط elani نظرات () |