الآنی

منو از تنم بگیری... تو نوشته هام می مونم

 

با شنیدن حرف های اکثر آدم ها ،

سعی می کنم حس مبارزه درونم ایجاد کنم...

اما مبارزه ام معنای مبارزه برای طلا نیست...

بی انگیزگی مبارزه رده بندی را دارد!

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٦ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ توسط elani نظرات () |

بعضی کلمه ها هستند که همیشه ی زندگیمان برای دیگران کاربرد داشته اند ...

یک روز به خودت می آیی و می بینی این تویی که عینیت همان کلمه ای ... با تمام تلخی هایی که از اسمش درک میشد و هیچ گاه اینقدر با تمام وجود درکش نکرده بودی ...

دیگرانی بودند در همیشه ی زندگیمان که دچارش بودند و برایشان دل می سوزاندی ...

و امروز دل دیگران هایی برای تو می سوزد و خودت بیش از همیشه ترس را تجربه می کنی ... ترس از این واژه ی عینیت یافته ... و درد در تمام بدنت می پیچد ... دردی که باور تحملش تا دیروز برایت غیرممکن بود ...

تصاویر تمام روزهای شاد ِ گذشته مثل برق از پیش چشمانت می گذرد ...

درد خودنمایی می کند و ترس ...

 تجربه ی آینده با یدک کشیدن آن کلمه ی عینیت یافته چنان آزارت می دهد که ترجیح می دهی بخوابی و فقط خواب کودکی ات را بینی ...زمانی که آن کلمه هنوز در دایره ی کلمات تو نبود ...

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ توسط elani نظرات () |