الآنی

منو از تنم بگیری... تو نوشته هام می مونم


اصلاً همه چیز این روزها خاص و تکرار نشدنیه!
این خیلی جالبه که هر شب وقتی می خوام بخوابم ، خونه و زندگی و همه چیز چند ماه آینده رو به شکل جدیدی باید ترسیم کنم!
تقریباً هرروز خدا بهم یادآوری می کنه که صبور باشم تا باهام باشه! پس منم سعی می کنم شبیه آدم های صبور رفتار کنم!
با اینکه همسر نیست و من 20 روزی میشه که ندیدمش ، با اینکه سحر و افطارهای ماه رمضون امسال رو تا اینجاش تنها سپری کردم ، با اینکه دیروز سالگرد عقدمون بود و به خاطر مشغله ی زیاد ، نه همسر یادش بود که به من تبریک بگه و نه من!!! با اینکه جشن تولدم به خاطر دیر اومدن همسر و مشکلات کاری اش ، تا اطلاع ثانوی کنسل شد ... باز هم خدا رو شکر به خاطر خیلی چیزهای خوب دیگه و خیلی اتفاقات بدی که می تونست بیوفته و نیوفتاد و به خاطر خیلی آدمهای مهم زندگی ام که کنارم هستند و اگه نیستن هم روحشون و حسشون با من هست...
خدایا خیلی شکر... خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییی


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳۸۸/٦/۱۱ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ توسط elani نظرات () |